داستان هاي کوچک برای انسان های بزرگ

غرور

 

دیوژن که به خاطر روش خاص زندگیش همه مردم شهر او را می شناختند، یک روز در حالی که داشت از روی پل باریکی میگذشت، با شخص ثروتمندی مواجه شد، که غیر از ثروتش امتیاز دیگری نسبت به دیگران نداشت.
یکی از آن دو باید کنار می رفت تا دیگری بتواند رد شود. مرد ثروتمند گفت: من کنار نمی روم، تا یک ولگرد رد شود.
دیوژن خود را کنار کشید و گفت: اما من این کار را می کنم.

+   محمد محمودزاده ; ۸:٢٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۸

سرنوشت تو

امیر مومنان می فرمایند:

افکار تو گفتارت می شود

گفتار تو کردارت می شود

کردار تو رفتارت می شود

رفتار تو عاداتت می شود

عادات تو شخصیتت می شود

و شخصیت تو سرنوشت تو را می سازد.

+   محمد محمودزاده ; ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ امرداد ۱۳۸۸

دنیا را تغییر بده

بر سنگ قبر کشیشی در کلیسای وست مینستر انگلستان نوشته شده است:

کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر بدهم.

کمی بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر بدهم.

بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهر خودم را تغییر بدهم.

در سالخوردگی به این نتیجه رسیدم که خانواده خودم را تغییر بدهم.

اکنون که در آستانه مرگ هستم دریافتم که اگر از روز اول خودم را تغییر داده بودم شاید می توانستم دنیا را نیز تغییر بدهم!

+   محمد محمودزاده ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ امرداد ۱۳۸۸

نقشه دنیا

 

پدر روزنامه می خواند، اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می شد. حوصله پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه را - که نقشه جهان را نمایش می داد - جدا و قطعه قطعه کرد. آن به پسرش داد و گفت: "بیا کاری برایت دارم. یک نقشه دنیا به تو می دهم، ببینم می توانی آن را دقیقا همان طور که هست بچینی؟" و دوباره به سراغ روزنامه اش رفت؛
می دانست پسرش تمام روز گرفتار این کار است. اما یک ربع ساعت بعد، پسرک با نقشه کامل برگشت. پدر با تعجب پرسید: "مادرت به تو جغرافی یاد داده؟"
پسر جواب داد: "جغرافی دیگر چیست؟ اتفاقا پشت همین صفحه، تصویری از یک آدم بود. وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم، دنیا را هم دوباره ساختم!"

از داستانهای پائولو کوئیلیو  

+   محمد محمودزاده ; ۸:٤٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٤ امرداد ۱۳۸۸

ماهی تازه

 

ماهی تازه یکی از غذاهای اصلی مردم ژاپن است. ژاپن کشوری جزیره ایست که محصور در آبهاییست، که منبع عظیم ماهی رادر خود دارد. اما سالها پیش بعلت صید بی رویه با استفاده از تکنولوژی های پیشرفته، منابع آبزیان در سواحل ژاپن و مناطق اطراف به شدت کاهش یافت، به صورتی که کشتی های صید ماهی مجبور شدند به آبهای دورتر برای صید ماهی بروند.
اما مشکل این بود که با طی مسافت زیاد، ماهی ها تازگی خود را از دست می دادند و ژاپنی ها که عادت به خوردن ماهی تازه داشتند، رغبت چندانی به خوردن ماهی های جدید از خود نشان نمی دادند. صاحبان کشتی ها و صنایع ماهیگیری برای حل این مسئله در کشتی ها، حوضچه هایی تعبیه کردند. در واقع پس از صید ماهیها، آنها را درحوضچه ها می ریختند، تا ماهی ها زنده به ساحل برسند و بلافاصله مصرف شوند. علی رغم این ترفند هنوز مردم عقیده داشتند که این ماهی ها نیز مزه وطعم ماهی تازه را ندارند و از آنها استقبال نکردند. صاحبان کشتی ها که خود را بایک بحران بزرگ و جدی روبرو می دیدند، به فکر یک راه حل نهایی افتادند. تحقیقات نشان می داد درست است که ماهی ها زنده به ساحل می رسند، اما چون همانند محیط طبیعی خود از حرکت و فعالیت برخوردار نبودند، هنگام مصرف نیز طعم ماهی تازه را نمی دادند.
راه حل نهایی استفاده از کوسه ماهی های کوچکی بود که آنها را در حوضچه های ماهی ها انداختند. هر چند تعدادی از ماهی ها توسط این کوسه ماهی ها شکار می شدند، اما درصد عمده ای زنده می ماندند. در واقع از آنجا که ماهی ها مرتب توسط کوسه ها مورد تعقیب قرار می گرفتند، یک لحظه آرام و قرار نداشتند و همان تحرکی را از خود نشان می دادند که در محیط طبیعی زندگی خود داشتند. ناگفته پیداست که ژاپنی ها از این ماهی ها استقبال کردند و آنها را به عنوان ماهی های تازه می خریدند.

اگر می خواهید همیشه در حال حرکت، رشد و پویایی باشید، کوسه ای در حوضچه زندگی خود بیندازید. کوسه مشکلات!!! زیرا آنچه زندگی ما را تهدید میکند، سکون، بی تحرکی و درجا زدن و در نهایت پوسیدن است.

+   محمد محمودزاده ; ٩:٤٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۳ امرداد ۱۳۸۸

← صفحه بعد
design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir